در دست تعمیر...!

بایدی در کار نیست...ولی زیر باران را باید رفت

 
 
ترس
نظرات

راستش را بخواهی

این دیگر زیادی سخت شده!

زیادی...



کلمات کلیدی :
HES
٢٥ آذر ۱۳٩٤
راستی2
نظرات

ضجه های آن روزم را از عباس ات بپرس...

جقدر گفتم "عباس جان!صدایم را می شنوی فدایت شوم؟"

چه کار کردم که بعد از دو ساعت ضجه و گریه

که به عمرم مثلش را نداشتم

تمام جوابم شد یک خواب نصفه و نیمه که آخر هم شک کردم آن بود جوابم یا نه...

من، که هر نگاه، گریه ام را می خشکاند یا مجبورم می کرد به زور گریه ام را بخشکانم

جلوی آن همه نگاه

جلوی "التماس دعا خواهر"

جلوی نگاه ترحم آمیز دختر بچه ها

صورتم خیس بود...

هیچ نگاهی، منصرفم نمیکرد از تلاش برای جلب نگاهت

که به بالا بود

از بالای سرم رد میشد و به ضریح برادرت می رسید...

 

کاش تا شب می ماندم همان جا و گریه می کردم!هنوز از آن روز بغض دارم!

گمانم بیشتر از این تا به حال دل شکسته نبودم!

حتی وقتی حاجی روز آخر، آن نگاه غریبه وارش را دوخت به صورتم و با چشمانش نخندید به آشنایی دیرینه مان

اینهمه نشکسته بودم!

 

راستی!هیچ می دانی چقدر دلم برایت تنگ شده...؟



کلمات کلیدی :
HES
٢۳ آذر ۱۳٩٤
راستی
نظرات

این روزهایی که اینقدر خراب شده

نباید بعد از این لطف های پی در پی ات باشد!

لطف بزرگی که گمان نمی کردم به این زودی برایم اجابت کنی!

اما حرف من این است

"حالا که تا آنجا کشاندی ام

چرا نصفه...

چرا این قدر نصفه ؟"

 

در کجی من که حرفی نیست

نکته اینجاست که در مهربانی و رحمانیت و بلند نظری تو هم هییییچ حرف و شکی نیست!

من زیادی به این ایمان دارم!

حالا

یا حرف های آن روز دختر اشتباه است

     "هرقدر به خدا امید داشته باشی و به برآورده شدن حاجاتت ایمان، همانقدر در کاسه ات می گذارد..."

یا این قانون هم مثل همه قانون های دیگرت، اما و استثنا دارد...

و این هم روی همه حکمت هایت که درک نکرده ام هنـــــوز!

 

راستی!هیچ می دانی چقدر دلم برایت تنگ شده...؟



کلمات کلیدی :
HES
٢۳ آذر ۱۳٩٤
آذر 94
نظرات

مرا به سخت جانی خود...

 

الان

روز اربعین

تهران

 

نفسی نمانده...



کلمات کلیدی :
HES
۱۱ آذر ۱۳٩٤
محرم است هنوز...
نظرات

دوست ندارم از غصه هایم حرف بزنم

دوست ندارم از دلتنگی ام بگویم

دوست ندارم دائم یادآوری کنم که چقدر از خودم ناامید و بیزارم

دوست ندارم اصلا اینجوری باشم...

اینهمه بی اخلاق...

اینهمه زشت...

اینهمه دور...

 

هروقت به اینجای کار میرسم یاد آن نمیدانم حدیث بود یا دعا یا چه می افتم که میگفت چ بسیارند آدم هایی بدی که از بدی بیزارند...

 

 

تو را به این ماه قسم...



کلمات کلیدی :
HES
٢٠ آبان ۱۳٩٤
این اذن دخول
نظرات

دلم می خواهد پرواز کنم...

بیایم و زودتر به تو برسم...



کلمات کلیدی :
HES
۱٩ آبان ۱۳٩٤
112
نظرات

عوضش نشستم برا مامان فری گفتم

گفتم قرار بود با هم بریما!

هی تکرار کرد: قرار بود با هم بریم...قرار بود...



کلمات کلیدی :
HES
۱٤ آبان ۱۳٩٤
111
نظرات

میخواستم امروز برم پیش باباشادی یه بسته شکلات بگیرم پخش کنم

بهش بگم اجازه مو گرفتم بالاخره!

 

لعنت به وقت نشدن!

 

حالا جمعه، با باباشادی تنها نیستم که  بخوام راحت باهاش حرف بزنم! یه خورده ام دیر شده، ولی بهتر از هیچیه...



کلمات کلیدی :
HES
۱٤ آبان ۱۳٩٤


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ