تمرکز

استاد سر کلاس برمیگرده و می گه که داشتم روی دوچرخه ورزش میکردم و در همین حین ویدیوی coursera رو هم نگاه میکردم...

من به فاطمه نگاه می کنم و میخندم و فکر می کنم من اگر بشینم و چهار چشمی ویدیوهای coursers رو ببینم هم،باز به زور می فهمم!

ولی "اگر" ببینم!این تنبلی داره منو از پا در میاره!!!خیلی مزخرف شده احوالم! خیلی...

 

دوست دارم اگر رفتم فیلم پیامبر را ببینم، اصلا و اصلا و به هیچ وجه توی اریکه نبینم! حال و هوای اریکه مدت ها آشوبم می کند! 

 

دیشب داشتم میمردم! دستم رو گذاشتم رو سرم و بهش حمد شفا خوندم!آروم شد یهو! شک کردم! گفتم خدایا من حمدمو نصفه ول میکنم، اگه کار حمد بوده، سر دردم رو برگردون! ولی برنگردوند! دوباره دستمو گذاشتم روی سرم و حمد خوندم و به حماقتم خندیدم! به حماقت بچه گونه ام!

دیروز داشتم به همه فکر میکردم! وسطش هم کمی کابوس درباره خودم دیدم...

/ 0 نظر / 26 بازدید