بختک طور

بعضی روزها، چشمم را که باز می کنم، حس میکنم یک دفعه ای وسط یک زندگی جدیدی پرت شده ام!

مثلا وقتی مدت ها به اسمم که صدا زده می شود، گوش نکرده باشم و یک دفعه یادم بیاید اسمم هدی است...

یا وقتی مدتها با یکی از بیماری های عزیز هایم زندگی کرده باشم و یک دفعه کسی اسم آن بیماری، عوارض، خطرات و دیدگاه های اجتماعی اش را توی صورتم فریاد بزند...

بعضی وقت ها حس غریبی می کنم!توی زندگی خودم!!

دست و پا زدن توی این غربت، حس خفه شدن دارد جانم...

/ 1 نظر / 22 بازدید